به راستی چرا در قیامت همه از هم فرار می‌کنند؟




روز قیامت,محاسبه اعمال در روز قیامت

 

در قیامت اعمال صالح به کمک شما می‌آیند
محاسبه اعمال به معنای این است که اگر انسانی کار بدی انجام داد به حساب می‌آید و اگر کار خوبی هم انجام داد ضبط می‌گردد: "فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ "(7-8 زلزلة)
در این فرصت به گوشه ای از آیات پیرامون محاسبه اعمال اشاره خواهد شد :
1 ـ "وَکُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَابًا یَلْقَاهُ مَنشُورًا
اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا
"[إسراء، 13ـ 14]
و سرنوشت (نیک یا شوم عمل) هر انسانى را (که از غیب برایش مقدر شده و به سویش پر زده، همانند طوقى) در گردنش لازم و ثابت کرده‏ایم، و در روز قیامت نوشته‏اى را براى او بیرون مى‏آوریم که آن را باز و گشوده دیدار خواهد کرد.
(به او گفته مى‏شود) کتاب (اعمال قلبى و بدنى) خود را بخوان، تو خود کافى هستى که امروز حسابرس نفس خود باشى.


 2 ـ «وَکُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ
وَکُلُّ صَغِیرٍ وَکَبِیرٍ مُسْتَطَرٌ » [قمر،52ـ53]
و هر چه آنها به جا آورده‏اند (از عقاید و اعمال) در نوشته‏ها (در کتاب‏هاى عمل شخصى آنها و کتاب عمومى لوح محفوظ) ثبت است.
و هر کوچک و بزرگى (از عمل‏ها در آن) نوشته شده است.


 3 ـ «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ  ، وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ  ، کِتَابٌ مَّرْقُومٌ  ، ... کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ  ، وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیُّونَ ، کِتَابٌ مَّرْقُومٌ ، یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ » [مطففین، 7ـ21 ] ؛
چنین نیست (که مى‏پندارند حسابى نیست)، بى‏تردید نوشتار و کارنامه کیفرى فاجران در سجّین است ،و تو چه مى‏دانى که سجّین چیست ، نوشتار (جامع) رقم‏خورده‏اى است (که مجازات اعمال همه فاجران در آن است ، ... چنین نیست (که حسابى در کار نباشد)، همانا نوشتار و کارنامه پاداش نیکان در علّیّین است، و تو چه مى‏دانى که علّیّین چیست ،
نوشتار (جامع) رقم‏خورده‏اى است (که پاداش‏هاى نیکان در آن است)،
که مقربان آن را مى‏بینند و فرشتگان در نزد آن حاضر مى‏شوند.
بدیهی است که محاسبه اعمال همه بندگان عین عدالت است، اما این محاسبه به معنای این است که اگر انسانی کار بدی انجام داد به حساب می‌آید و اگر کار خوبی هم انجام داد ضبط می‌گردد : "فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ " [6و7زلزلة] ؛
پس هر که هم وزن ذره‏اى کار خیر کند (جزا یا تجسم خارجى) آن را مى‏بیند ، و هر که هم وزن ذره‏اى کار شرکند آن را مى‏بیند.


 ذره‌ها در قیامت محاسبه می‌شوند
«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا »؛( زلزلة: 7)
همین چیزهایی که در فضا و در نور آفتاب معلقند و دیده می‌شوند، ذره هستند. این آیه قرآن بیانگر این موضوع است که اگر شما کار کنید و تلاشی کنید، حتی به اندازه یک ذره ضایع نخواهد شد.
فرض بفرمایید که شما ساعت کارتان تمام شده و پنج دقیقه اضافه می‌مانید که نه مدیر می‌فهمد، نه بالادست می‌فهمد، نه در سوابق اثر می‌گذارد و نه اضافه کار می‌دهند؛ اما خدا و کرام‌الکاتبین این پنج دقیقه را می‌بینند و آن را در پرونده شما ثبت می‌کنند؛ که این آقا بعد از ساعت خدمت، چون دید این کار مانده است، پنج دقیقه بیشتر کار کرد. چنین چیزی را ما در هیچ جا، غیر از عرصه دین و ایمان دینی، سراغ نداریم.


یک‌جا پول خوبی سر راه فردی  قرار می‌گیرد؛ یک رشوه، هدیه، و او می‌تواند بدون این که هیچ برگه و اثر انگشتی جا بگذار، امضایی بدهد و این پول را بگیرد ؛ اما محض رضای خدا نمی‌گیرد ؛ با اینکه می‌تواند و هیچ کسی از این ماجرا خبردار نمی شود اما چون می‌داند که خداوند در همه حال نظاره گر اعمال او است ، از آن پول حرام و عمل خلاف می گذرد.


این را بدانیم و یقین داشته باشیم که همه این رفتارهای ما ثبت می‌شود و آن وقتی به کار ما می‌آید که «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ
روزى که آدمى از برادرش مى‏گریزد ،و از مادر و پدرش ،و از همسر و پسرانش ،براى هر انسانى در آن روز حال و کارى خواهد بود که او را به خود مشغول دارد»( عبس: 34-37) است.
آن روز، روزی که انسان از برادر خودش به خاطر کثرت التهاب، شدت، اضطراب و آشفتگی حاکم بر روز قیامت و حساب و جزای الهی و مو از ماست کشیدن الهی می‌گریزد؛ آن روز چنان سنگین و سخت است که «... یَوْمًا یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا : .. کودکان را (از شدت هول) پیر سپیدمو کند پرهیز خواهید کرد؟ »؛( مزمل: 17) جوان را پیر می‌کند؛ انسان در آن روز از پدر و مادر خودش و از بچه‌اش و از همسر خودش می‌گریزد.


 به راستی چرا در قیامت همه از هم فرار می‌کنند؟
«لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ »؛ هر کسی به قدر خودش گرفتاری دارد که همان گرفتاری خودش برایش بس است و مجال این نیست که به فکر کس دیگری باشد.


چهره شناسی به روایت قرآن
در آن روز و در آنجا، «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ : چهره‏ هایى در آن روز خرم و شاداب است»( قیامت: 22) چهره‌هایی شادند؛ چهره‌هایی گرفته.

منابع:
سایت حوزه
پرسمان

 

چقدر امانت داری؟




امانت داری, دین داری, امانت دار الهى

 

وقتی چیزی را به دست کسی می سپاری که برایت نگه دارد تا در وقتی معین دوباره باز بس بگیریش، اگر آسیبی به آن رسانده باشد، چه می کنی؟ اگه از بین رفته باشد، چه می کنی؟ ... اگر کسی چیزی را به خودت بدهد که از آن نگهداری کنی، چه؟ در نگهداری آن چقدر می کوشی؟ چقدر به ان اهمیت می دهد که آسیبی به ان نرسد؟ که از بین نرود؟ ... که ... .

 

می دانستی یکی از ملاک های دینداری، رعایت امانت داری است ... اگر می خواهی ببینی انسان دین داری هستی یا نه؟ ... فکر کن و ببین در رعایت امانت چقدر تلاش می کنی؟ به آن چقدر اهمیت می دهی؟ ... برای همین هم به ما دستور دادند: « فریب نماز و روزه مردم را نخورید. چه بسا انسانى به نماز و روزه حریص باشد، به گونه اى که از ترک آن وحشت داشته باشد و اگر بخواهید آن ها را مورد اختبار و آزمایش قرار دهید، با راستگویى و امانت دارى اختبار و آزمایش کنید».1 دستور دادند: « به رکوع و سجود طولانى افراد نگاه نکنید؛ بلکه به راستگویى و امانت دارى آنان بنگرید».2 ... اصلا فکر می کنی برای خدا امر نبوتش را فقط بر عهده برخی افراد خاص گذاشت؟ ... چون امانت دارى از جایگاه مهم در زندگى انسان ها برخوردار است و همه انسان ها هم به ضرورت آن توجه دارند؛ برای همین هم پیامبرانى که در بین امت خودشان به دعوت مى پرداختند، براى این که جواب مخالفان را بگویند، مى فرمودند: «إنّى لَکُم رَسُولٌ أمِین؛ من مسلّماً براى شما پیامبرى امین هستم»

3

اما یادت باشد که امانت دارى به امانت هایى که من و تو در اجتماع به کسى مى سپریم، محدود نیست و خود امانت هم به امانت هاى مادى؛ بلکه امانت دارى، هم نسبت به صاحبان امانت و هم نسبت به انواع امانت ها گسترده است ... گاهى صاحب امانت، خداست و گاهى پیامبر خدا و گاه مردم و گاه خود من و تو و امانت هم شامل امانت مادى و معنوى و فردى و اجتماعى ... .

 

یادت باشد تو امانت دار الهى هستی و با همین ویژگى هم از دیگر موجودات جهان آفرینش امتیاز بخشیده شدی ... « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛ ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم آن ها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند، اما انسان آن را به دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود».4 اما اینکه چرا تو انتخاب شدی برای این امانت الهی؛ چون تو موجودی هستی با قابلیت هاى گوناگون و با استعداد فوق العاده که مى توانی با شکوفا ساختن آن مصداق کامل خلیفه الهى بشی. تو مى توانی با کسب معرفت و تهذیب نفس و تزکیه روح و تحصیل کمالات در مرحله اى از کمال قرار بگیری که از فرشتگان هم بالاتر بروی ... .

 

فریب نماز و روزه مردم را نخورید. چه بسا انسانى به نماز و روزه حریص باشد، به گونه اى که از ترک آن وحشت داشته باشد و اگر بخواهید آن ها را مورد اختبار و آزمایش قرار دهید، با راستگویى و امانت دارى اختبار و آزمایش کنید»

 

مى توانی با ترک معرفت و تلاش نکردن در جهت تهذیب نفس طوری سقوط کنی، نه تنها در حدّ حیوانات؛ بلکه از آن ها نیز نازل تر ... آن چه که به تو این قابلیت را مى دهد، عقل و اراده و اختیار است که با عقل بشناسی و با اختیار و اراده آن را انتخاب کنی و با پذیرش ولایت الهى و خود را تحت تدبیر خدا قرار بدهی و به اوج قلّه تکامل برسی ... .

 

یادت باشد که تو را به پاسداشت این امانت الهى فراخوانده اند و گفتند: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانى که ایمان به خدا و پیامبر آورده اید خیانت نکنید و نیز در امانت هاى خود خیانت روا مدارید در حالى که مى دانید»5 و این یعنی واجبات و محرّمات و برنامه هاى الهى را ترک نکنی ...؛ یعنى فرائض الهى و سنن پیامبر صلی الله علیه و آله امانتى است در اختیار تو که باید فرائض و واجبات الهى را انجام بدهی و سنت هاى پیامبر صلی الله علیه و آله را به کار بگیری که اگر آن ها را ترک کنی، در واقع به خدا و پیامبر خیانت کردی ...؛ یعنی به نامحرم اگر نگاه کردی، محرمات الهى را نادیده گرفتی؛ پس خیانت کردی ...؛ یعنی حجابت را اگر رعایت نکردی، محرمات الهی را نادیده گرفتی؛ پس خیانت کردی ...؛ یعنی از امام زمانت، حتی جانشین خاصش یا حتی عامش اطاعت نکردی، دستورات الهی را اجرا نکردی؛ پس خیانت کردی ... .

 

یادت باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: « ألا أَیُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَ رسول رَبِّی فَأُجِیبَ وأنا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَ اسْتَمْسِکُوا بِه؛ اى مردم من میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار مى گذارم نخست کتاب خدا که در آن هدایت و نور است پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسّک جویید» و سپس فرمود: «و اهل بیتم را به شما توصیه مى کنم که خدا را درباره اهل بیتم فراموش نکنید»6 و این سخن را سه بار تکرار کرد ... و امانت داری تو نسبت به کتاب خدا و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله فکر می کنی چیست؟ ... نماز ... روزه ... جهاد ... دشمن شناسی ... اطاعت ولی امر ... زکات ... خمس ... پرهیز از غیبت ... دوری از تهمت و ناروا ... رعایت حجاب و عفت ... ادای حق والدین و احترام به آن ها ... و ... .

 

امانت دارى به امانت هایى که من و تو در اجتماع به کسى مى سپریم، محدود نیست و خود امانت هم به امانت هاى مادى؛ بلکه امانت دارى، هم نسبت به صاحبان امانت و هم نسبت به انواع امانت ها گسترده است ... گاهى صاحب امانت، خداست و گاهى پیامبر خدا و گاه مردم و گاه خود من و تو و امانت هم شامل امانت مادى و معنوى و فردى و اجتماعى

 

امانت هاى معنوى را چقدر رعایت می کنی؟ می شناسی شان؟ ... امانت هایی مثل جان و سلامتى، اسرار مردم، عهد و پیمان و رایزنى در مقام مشاوره و ... پس یادت باشد که اگر به تناسب شغلت مثل قضاوت و پزشکى و مانند آن، از اسرار مردم آگاه مى شوی، حق افشاى آن را نداری، در غیر این صورت مرتکب خیانت شدی ... «کسى که طبابت مى کند، ولى به این دانش مهارت نداشته باشد، هرگاه به جان یا عضوى از اعضاى بدن بیمار زیانى رساند؛ ضامن است»7 ... « مجلس هایى که در آن مى نشینى، امانت است و براى کسى روا نیست؛ اگر سخنى را که گوینده آن قصد کتمان آن را دارد، به دیگران بگوید(که این کار خیانت است) مگر اینکه خود او اجازه دهد و یا فرد مورد اعتماد باشد و او را به خیر یاد کند».8 ... « خیانت به فرد تسلیم شده و مشورت کننده، از زشت ترین کارها و از بزرگ ترین بدی هاست و موجب عذاب دوزخ مى شود».9  ...

 

یادت باشد که اگر پست و مقامی هم بهت دادند، در حقیقت امانتی را در دست گرفتی؛ پس مراقبت کن در آن خیانت نکنی ... « پستى که دارى، لقمه اى نان نیست؛ بلکه امانتى بر عهده توست. آن که تو را به کار گمارده است، نگهبانى امانت را به عهده تو وانهاده است».10...

 

یادت باشد که نفاق یکی از دلایلی است که تو را به خیانت در امانت وا می دارد، پس از آن در حذر باش ... « نشانه منافق سه چیز است آنگاه که سخن مى گوید دروغ مى گوید و آن گاه که وعده اى مى دهد خُلف وعده مى کند و آنگاه که امین شمرده مى شود خیانت مى کند».11 ... یادت باشد که گوش سپردن به هوی و هوس دل و به راه آن رفتن، باعث می شود که در امانت خیانت کنی ... بمیران این هوی و هوس نفست را که به تو غلبه نکنند و تو را به سمت دوزخ نکشانند ... « أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ؛ آیا دیدى کسى را که معبود خود را هواى نفس خویش قرار داده و خداوند با آگاهى او را گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زد و برچشمش پرده اى افکنده است، با این حال چه کسى مى تواند غیر از خدا او را هدایت کند آیا متذکر نمى شوید».

12

منبع:tebyan.net

 

پی نوشت ها:

1. اصول کافى، ج 2، حدیث 104.

2. همان، ص 105.

3. شعراء: 107، 125، 178.

4. احزاب: 72.

5. انفال: 27.

6. سنن ترمذى، ج 5، ص 434.

7. سنن دارقطنى، ج 3، ص 137.

8. بحارالانوار، ج 77، ص 89.

9. عیون الحکم و المواعظ، ص 242.

10. نهج البلاغه، نامه 5.

11. بحارالانوار، ج 72، ص 204.

12. جاثیه : 23.

طریقة محاسبه ثواب در جهان آخرت چگونه است؟




طریقة محاسبه ثواب در جهان آخرت

در مورد طریقه محاسبه ثواب در جهان آخرت باید متذکر شویم که:


اولاً: وزن[1] (مقدار) ثواب اعمال در روز قیامت تطبیق براعمال است ، به این معنا که هر شخصی پاداش نیکش به مقدار حقی است که عمل او مشتمل بر آن است، در نتیجه اگر اعمال شخصی به هیچ مقداری از حق مشتمل نباشد از عملش جز هلاکت و عقاب بهره و ثمره‌ای عایدش نمی‌شود.


ثانیاً: برای هر انسانی میزان‌های متعددی است که هر کدام از عمل‌هایش با یکی از آنها سنجیده می‌شود ، و ‌میزان هر عملی همان مقدار حقی است که عمل مشتمل بر آن است، مثلاً حق در نمازش، نماز واقعی و جامع همه اجزاء و شرایط است، و حق در زکاتش، زکات جامع شرایط است، خلاصه، حق در نماز، غیر حق در روزه و زکات و حج و امثال آن است. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 8، ص 10 الی 15، با تلخیص).


آن چه که از روایات هم برداشت می‌شود، محاسبه ثواب در جهان آخرت بستگی به عواملی دارد:


1. کیفیت عمل: یک وقت عمل خیر از شخصی صادر می‌شود که از نظر ایمان، شناخت، آگاهی و اخلاص در سطح بالایی قرار دارد، بدون شک چنین عملی از ارزش بسیار والایی برخوردار است. و گاه از شخصی که از نظر علم و آگاهی و اخلاص در سطح پایین تری قرار دارد، عملی سر می‌زند، طبیعی است که چنین عملی از ارزش و ثواب پایین‌تری برخوردار می‌باشد.

 

از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‌کنند: هنگامی که حج گذار با رحل و توشه پاکیزه از خانه بیرون رود و پا در رکاب نهد، پس اللهم لبیک سر دهد، منادی از آسمان ندا دهد که لبیک، سعدیک، زاد و توشه تو حلال و مرکبت نیز حلال و حجت مقبول است، و وزر و وبالی بر تو نیست. و آن گاه که با زاد و توشه آلوده به حرام خارج گردد و پای در رکاب گذارد، و ندای لبیک، سر دهد، منادی از آسمان بانگ برآورد که لا لبیک و لا سعدیک زاد، و توشه‌ات حرام و حجت مایه وزر و وبال است، نه مقبول حق.[2]


محمد بن حمران از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت کرده که فرمود: هر کس با اخلاص بگوید: (لا اله الا الله)، داخل بهشت خواهد شد. و اخلاص در کلمة توحید به این است که شهادت دادن به یگانگی پروردگار، او را از معاصی باز دارد.[3]


2. زمان عمل
زمان عمل از نظر ارزش دادن به عمل نیز مؤثر است، مثلاً اذکار و اورادی را شخص در شب و روز جمعه یا شب و روز عرفه و نماز اوّل وقت و امثال آن می‌خواند، با همان اذکار در دیگر شبها و ورزها و نماز غیر اول وقت، از نظر ثواب برابری ندارد، زیرا در روایات برای دعا و عبادات زمانهای یاد شده، ثواب های مضاعف ذکر شده است.


امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید:
برتری نماز در اوّل وقت، مانند برتری آخرت بر دنیاست.[4]


3. مکان عمل: مکان عمل نیز به عبادت ارزش مضاعف می‌بخشد.
حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: ثواب نماز در مسجد من مانند ثواب هزار نماز در غیر این مسجد است، مگر مسجد الحرام، زیرا ثواب نماز در مسجد الحرام معادل ثواب هزار نماز در مسجد من است.[5]


4. ولایت: در روایات بسیار ـ در حد تواتر ـ نقل شده که هر کس ولایت اولیاء خدا و امامت و رهبری حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و امامان بر حق را نپذیرد، عبادت او ـ هر چند با تمام شرایط و مستحبات باشد ـ قبول نمی‌گردد.


امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یکی از اصحابش به نام میسر فرمود: احترام کدام مکانی از همه بیشتر است؟ میسر: خدا و رسول و فرزندانش بهتر می‌دانند.


امام صادق ـ علیه السّلام ـ : ای میسر! بین حجر الاسود و مقام ابراهیم (در کنار کعبه) باغی از باغ‌های بهشت است، و بین قبر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مقبره باغی از باغ‌های بهشت است، سوگند به خدا اگر خداوند به بنده‌ای از بندگانش هزار سال عمر بدهد و او در این دو مکان مقدس، هزار سال خدا را عبادت کند، آنگاه مظلومانه در بسترش کشته شود، ولی خدا را بدون ولایت ما، قبول امامت ما، ملاقات نماید، بر خدا سزاوار امت که او را با صورت در آتش دوزخ واژگون سازد.[6]


4. کمیت عمل: هر چند میزان اعمال خیر بیشتر باشد اجر و ثواب بیشتری در قیامت برای او محاسبه می‌شود.


امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: هر کس دو بار به مکه معظمه مشرف شود و اعمال حج را بجا آورد، تا زنده است در خیر و سعادت می‌باشد.[7]

لفظ ثواب در قرآن
در چند آیه از آیات قرآن مجید لفظ ثواب ذکر شده است:
«وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ کِتاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِی الشَّاکِرِینَ»[8]


ترجمه: سعی و کوشش انسان هیچ گاه ضایع نمی‌شود، اگر هدف کسی تنها نتیجه‌های مادی و دنیوی باشد و همانند بعضی از رزمندگان احد تنها به خاطر غنیمت تلاش کند، بالاخره‌ بهره‌ای از آن بدست می‌آورد، امّا اگر هدف عالی‌تر بود و کوشش‌ها در مسیر حیات جاویدان و فضایل انسانی به کار افتاد، باز به هدف خواهد رسید. بنابراین حالا که رسیدن به دنیا یا آخرت هر دو نیازمند به کوشش است، پس چرا انسان سرمایه‌های وجودی خود را در مسیر دوّم که یک مسیر عالی و پایدار است، به کار نیندازد؟


«مَنْ کانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ کانَ اللَّهُ سَمِیعاً بَصِیراً»[9]
کسی که از زندگی پاداش دنیوی را بخواهد، باید بداند پاداش دنیا و آخرت هر دو نزد خداست، شنوا و بینا بودن صفت خداست. مراد از ثواب دنیا و آخرت، سعادت دنیا و آخرت با هم باشد و آن، هم نزد خداست، پس بندة خدا باید به درگاه او تقرب بجوید، حتی آن هم که سعادت دنیا و پاداش مادی را در نظر دارد، باید از خدای تعالی بخواهد. چون سعادت دنیا و آخرت از غیر مسیر تقوا برای انسان حاصل نمی‌شود، و تقوی هم جز از طریق عمل به احکام دین برای او حاصل نمی‌گردد، پس این نیست مگر، سعادت حقیقی بشر و با این حال دیگر چگونه تصور دارد که کسی جز از طریق خداوندی به ثواب و پاداشی برسد؟ با این که تنها او سمیع و بصیر است، از حاجت خلق با خبر و بینا و دعای آن را شنوا است.[10]


بعضی از ‌آیات که کلمه ثواب در آنها ذکر شده است:
آل عمران / 148 و 149؛ کهف / 31 و 44 و 46؛ مریم / 76؛ قصص / 80؛ مطففین / 36.

پی نوشت ها:
[1]. اعراف/8: و وزن کردن، در آن روز حق است. کسانی که میزان های آن ها سنگین است، همان رستگارانند.
[2] . الحج فی السنة، تحقیق معاونیة شؤون التعلیم و البحوث الاسلامیه فی الحج، نشر اداری، چاپ اول، محرم 1417 هـ .ق، ناشر المشعر، ص 42.
[3] . صدوق؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران، انتشارات صدوق، چاپ دهم، 1367، ص 19.
[4] . محمدی اشتهاردی، محمد؛ نماز از دیدگاه قرآن و عترت، ناشر انتشارات نبوی، چاپ چهارم، چاپ نهضت، تابستان 1375.
[5]. حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، قم، آل البیت، 1409 هـ ق، ج5، ص 280، حدیث 6548.
[6]. همان، ج1، ص 123، باب 12.
[7] . حر عاملی، محمد؛ وسائل الشیعه، قم، ال البیت، 1409 هـ ق، ج11، ص 129.
[8]. آل عمران/ 145.
[9]. نساء/ 134.
[10]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی، قم، جامعه مدرسین، ج5، ص 169.
andisheqom.com

باری که شیطان فریاد کشید

 


 

محتوای سوره مبارکه حمد

سوره حمد که نام دیگرش «فاتحه الکتاب» است، هفت آیه دارد1  و تنها سوره‏اى است که بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الکتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اکرم(صلی لله علیه و آله): این سوره بهترین سوره‏هاى قرآن است.3

 

آیات سوره‏ ى مبارکه فاتحه، اشاراتى در باره‏ى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاکمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامه‏ى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سوره‏ى حمد همانند خودقرآن مایه‏ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارى‏هاى روحى.4

 

درسهاى تربیتى سوره ‏ى حمد

در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است که با توجه و عمل به هرکدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت ونزدیکی به پروردگار قرار می‌گیرد:

 

1- انسان در تلاوت سوره‏ى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مى‏کند.

 

2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مى‏کند که مربوب و مملوک است و خودخواهى و غرور را کنار مى‏گذارد.

 

3- با کلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مى‏کند.

 

4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مى‏داند.

 

5- با «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مى‏شود.

 

6- با گفتن «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مى‏کند.

 

7- با «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت‏ها نمى‏هراسد.

 

8- از «أَنْعَمْتَ» مى‏فهمد که نعمت‏ها به دست اوست.

 

9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مى‏کند.

 

10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏کند.

 

11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى‏دارد.

 

سوره حمد، اساس قرآن است‏

در حدیثى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم که: «الحمد ام القرآن‏» و این به هنگامى بود که جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمک افضل سورة انزلها اللَّه فى کتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الکتاب‏». آیا برترین سوره‏اى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم، جابر عرض کرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم کن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5

 

و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الکتاب‏»، قسم به کسى که جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نکرده است، و این ام الکتاب است.6

 

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود که از درگاه خدا رانده شد،سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود که سوره حمد نازل شد»!

 

وجه توحیدی سوره حمد

 

در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه‏گانه ایمان:

 

اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به ارکان را در بر دارد، و مى‏دانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است.

 

شاید به همین دلیل است که« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مى‏گوید: «ان لکل شى‏ء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالوده‏اى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است که در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده:

 

«ایما مسلم قرأ فاتحه الکتاب اعطى من الاجر کانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر کانما تصدق على کل مؤمن و مؤمنه‏»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه کسى است که دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش کسى است که تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیه‏اى فرستاده است.7

 

تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست که بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احکام و دستورات است که بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است که همه قرآن را از یک نظر در ایمان و عمل مى‏توان خلاصه کرد که این هر دو در سوره حمد جمع است.

 

سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله)‏

جالب اینکه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است، آنجا که مى‏فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87).

 

قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الکتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الکتاب اشرف ما فى کنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8

 

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود که از درگاه خدا رانده شد،سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود که سوره حمد نازل شد»! 9

 

در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم:

 

خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بنده‏ام تقسیم کردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مى‏خواهد از من بخواهد:

 

هنگامى که بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز کرد، و بر من است که کارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم، و هنگامى که مى‏گوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام مرا حمد و ستایش کرد، و دانست نعمتهایى را که دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور کردم، گواه باشید که من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مى‏افزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى‏کنم، همانگونه که بلاهاى دنیا را دفع کردم. و هنگامى که مى‏گوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مى‏گوید: بنده‏ام  گواهى داد که من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى‏کنم، و سهم او را از عطایم افزون مى‏سازم. و هنگامى که مى‏گوید «

 

« مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» او مى‏فرماید: گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مى‏ کنم، حسناتش را مى‏پذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مى‏کنم. و هنگامى که مى‏گوید « إِیَّاکَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام راست مى‏گوید، تنها مرا پرستش مى‏کند، من شما را گواه مى‏گیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مى‏دهم که همه کسانى که مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى که مى‏گوید « إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» خدا مى‏گوید: بنده‏ام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در کارهایش کمک مى‏کنم، در سختیها به فریادش مى‏رسم، و در روز پریشانى دستش را مى‏گیرم. و هنگامى که مى‏گوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مى‏گوید

 

این خواسته بنده‏ام بر آورده است، و او هر چه مى‏خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد آنچه امید دارد، به او مى‏بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى‏سازم.

 

هنگامى که بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز کرد، و بر من است که کارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم.

 

خلاصه‏

خلاصه مفهوم سوره حمد، این است که خداوند نخست خودش را با اوصاف کمال و جمالش تمجید و توصیف مى‏کند و با افعال و اوصاف متعالى‏اش خود را معرفى مى‏نماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را که از آن او است، به بشر یادآورى مى‏کند، آن‏گاه نتیجه‏گیرى مى‏کند که عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او کسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است که باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست.

 

سپس راه دعا و نیایش را به انسان‏ها تعلیم مى‏کند و تذکرشان مى‏دهد که از خداوند درخواست کنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایت‏شان کند، به یک حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمت‏هاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى که تاریکى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.

 

و در آخرین مرحله این نکته را بیان مى‏کند که راه مستقیم و هدایت به کسانى اختصاص دارد که خداوند با رحمت و فضل خویش آن‏ها را مشمول رحمت بى‏پایان و نعمت‏هاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه کسانى که مورد خشم و غضب خدا قرار گرفته‏اند و با راه کسانى که از راه صحیح منصرف گردیده‏اند، متمایز و جداست.

 

بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشکیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب مى‏کند:

 

1- خدا را با صفات عالى و کمالى‏اش براى انسان‏ها توصیف و معرفى مى‏کند.

 

2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او کسى سزاوار آن نیست.

 

3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیکان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست.

 

4- راه نیکان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست.

 

 

1- عدد هفت، عدد آسمان‏ها، ایّام هفته، طواف، سعى بین صفا و مروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز مى‏باشد.

2- مستدرک، ج 4، ح 4365.

3- بحارالانوار، ج 92، ص 257.

4- علّامه امینى قدس سره در تفسیر فاتحة الکتاب، روایات زیادى را در این زمینه نقل نموده است.

5- "مجمع البیان" و" نور الثقلین" آغاز سوره حمد.

6- همان مأخذ.

7- مجمع البیان آغاز سوره حمد

8- تفسیر برهان جلد اول صفحه 26 طبق نقل تفسیر البیان‏

9- نور الثقلین جلد اول صفحه 4

منابع:

ــ تفسیر نور، ج‏1

ــ تفسیر نمونه، ج‏ 1

ــ تفسیر روشن، ج‏

ــ تفسیر جامع، ج‏ 1

دعای بسیار مجرب برای ادای قرض




 

 

دعای ادای قرض

 

 

«معاذبن جبل» گوید: روز جمعه ای از نماز با رسول خدا (ص) بازماندم، حضرت فرمود: چه عاملی تو را از نماز جمعه بازداشت؟ عرض کردم. ای رسول خدا! یوحنای طلبی از من داشت و در خانه من در انتظارم بود ترسیدم که مرا باز دارد حضرت فرمود: آیا دوست داری که خدا قرض تو را رد نماید؟



گفتم: آری ای رسول خدا. حضرت فرمود: آیه 25 و 26 سوره آل عمران از (قل اللهم مالک الملک...) تا بغیر حساب را بخوان سپس بگو


- یا رحمان الدنیا و الاخره و رحیمهاما تعطی منهما ما تشاء و تمنه منهما ما تشاء اقض عنی دینی-

ای رحمان دنیا و آخرت، ای رحیم دنیا و آخرت، به هر که بخواهی عطا می کنی و از هر که بخواهی منع می نمایی، بدهکاریم را ادا کن.


هرگاه چنین کنی اگر به گنجایش زمین از طلا قرض داشته باشی، خداوند ادا فرماید.